توی فصل بی تو بودن
فرصت یکی شدن نیست
خوش به حالت که یه لحظه ام
تو سرت خیال من نیست
واسه تو فرقی نداره
زنده باشم یا نباشم
این منم بی تو انگار
باید از خودم جدا شم
توی آسمون چشمات
به سیاهی دل می بازم
قصه ای تازه می سازم
توی چشمهای تو دیدم
همه بود و نبودم
تو ولی رهاترینی
بی نیازی از وجودم
منم اون غروب دلگیر
تا همیشه پر روایت
این طرف شروع عشقه
اون طرف تا بی نهایت
توی این دیار غربت
عمریه من از تو دورم
مثل جاده های پرتم
که همیشه بی عبورم
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:
















































