فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

در من ترانه های قشنگی نشسته اند

انگار از نشستن  ِ بیهوده  خسته اند

انگا ر سالهای  زیادی ست  بی جهت

امید  خود  به این دل ِ دیوانه  بسته اند

ازشور و مستی  ِ پدران ِ  گذ شته مان

حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...

من باز گیج می شوم از موج واژه ها

این بغضهای تازه که در من شکسته اند

من گیج گیج گیج ،  تورا  شعر می پرم

اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند

.... document.write('');document.close(); ..0...

گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم

وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم

داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو

هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم

مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام

تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم

یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند

انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم

وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها

تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم

تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من

پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم

در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم

سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم

زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی

ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم

حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن

ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم

.... document.write('');document.close(); ..0...

از فراقت هر زمان خاطر پریشان میشــــود

گر بدل آید خیالت دیده گریان میشـــــــــود

سوز دل سر میزند مثل کباب از سینـه ام

هرچه پنهان میکنم دودش نمایان میشود

.... document.write('');document.close(); ..0...

توی فصل بی تو بودن

فرصت یکی شدن نیست 

خوش به حالت که یه لحظه ام 

تو سرت خیال من نیست 

واسه تو فرقی نداره 

زنده باشم یا نباشم 

این منم بی تو انگار 

باید از خودم جدا شم 

توی آسمون چشمات 

به سیاهی دل می بازم

قصه ای تازه می سازم 

توی چشمهای تو دیدم

همه بود و نبودم

تو ولی رهاترینی 

بی نیازی از وجودم

منم اون غروب دلگیر 

تا همیشه پر روایت

این طرف شروع عشقه

اون طرف تا بی نهایت

توی این دیار غربت

عمریه من از تو دورم

مثل جاده های پرتم

که همیشه بی عبورم

.... document.write('');document.close(); ..0...

نامش را هرچه میخواهی بگذار

تعصب

غیرت

حسادت

من نامش را عشق میگذارم

و دلگیر می شوم از بعضی ادم ها

که تو را از آن خود می دانن

تو فقط برای منی

شادی ات شادی من است

وجودت گرما بخش زندگیم

من تو را باهیچکس عوض نخواهم کرد

و این نامش عشق است

تو نامش را هرچه می خواهی بگذار...

.... document.write('');document.close(); ..0...

اگر عشق نبود


از غم خبری نبود اگر عشق نبود


دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

 



بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود


این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

 



از آینه‌ها غبار خاموشی را


عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

 



در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است


از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

.... document.write('');document.close(); ..0...

بهار  هست و فصل جان بخشیدن

زنده کردن تنها  کار  مسیح نیست

به تن مرده زمین  روح بخشیدن کار  بهار

و بذرخشک و بی روح را  زنده کردن و روح بخشیدن کار توست ای  انسان

دستانت را باز کن و این معجزه را  انجام بده

دنیا  منتظر  ید بیضای توست

فصل

نهال کاریست

یادت نرود

گوشه ای از زمین را  رنگین کن

با  خلاقیتت

 

 

.... document.write('');document.close(); ..0...

 
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد...

نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار
خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب
خوش به‌حالِ آفتاب
ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تُهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ
******
تشکر  میکنم از  شما  دوست عزیز و گرامی ام به خاطر ارسال  این شعر
 
.... document.write('');document.close(); ..0...

خط به خـــط واژ ه های  تو را

حرف به حرف گفته های تورا

همچو شانه میــــــــــان انبوهی

مو به مو قصـــــــه های  تو را

همدم و یار خود کنم همه وقت

شب به شب خــــــاطرات تورا

بــــــــو کنم مثــال گل به چمن

برگ برگ نــــــامه های  تورا

گفته بودی دلم به تو ننگ است

چــــه کنم دور ی ا ز  کنار تو را

حال دل  خراب  میشود همه دم

لحظه لحظه که نیست نگاه  تو را

نبــــــــــــرم هرگز از خیال دلم

لب به لب خنـــــــــده های تو را

مژده می دهد دلــــــــم به خودش

دم به دم این وصــــــــــال  تورا

چـــــــکنم چاره چیست تو بگو:

کوه به کوه غصــــه های  تو را

جان من به لــــب رسیده از این

غمزه  غمزه  هـــــجر ز تو را

چه شودخواهشی کنیم ززمان

بدهد دست به دست وفای تو را

ما که دلــــــداه ایم و دل  بنهیم  

جا به جا  دل  بــــــهای   تو  را 

نازنین ! قسم به دوره ء عشق

بـــــروم  پا  به  پا   کنار تو  را

نیما

 

.... document.write('');document.close(); ..0...

وقتی  که میچکد اندوه اسمان ارام

بر گونه های پر اژنگ دریاها

وقتی که خانه من غرق میشود یک شبدر عطر سکر بخش رویاها

وقتی به لوح دلم نقش میبندد

طرح غبار گرفته فرداها

 ای ابتدای هستی من!می سرایمت

وقتی چراغ لاله به تنگ غروب می سوزد

وقتی دلم بر افق های دوردست

بر ازدحام ظلمت و مه دیده می دوزد

وقتی که شمع خاطره ها بر مزار دل

می ریزد اشک و باز می افروزد

ای ازدحام هستی من!می سرایمت

وقتی تبر به پای نهال دلم نشست

وقتی که قامت رعنای ارزو

مانن شاخ رویای من شکست

وقتی که تارو پود وجودم

وقتی که بود و نبودم زهم گسست

پایان غم پرستی من!می سرایمت

کامران امجدیان

********

تشکر میکنم از دوست محترم و ادیب مون که لطف کردند و این شعر رو برای من نوشتند

موفق و کامگار باشند

.... document.write('');document.close(); ..0...

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.